وضعیت آنلاین
در حال حاضر 5 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

  پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

  آخرين مقالات
تعداد شاخه ها: 6 عدد
تعداد مقالات: 11 عدد 1: سیمای امام علی علیه السلام در مثنوی 
[دفعات مشاهده : 7 بار]
 2: اشتباهات بزرگ در ارتباطات 
[دفعات مشاهده : 2 بار]
 3: معنی در ارتباطات انسان با انسان 
[دفعات مشاهده : 6 بار]
 4: برگرد... يكي منتظر هزار و يكمين برگشته توئه 
[دفعات مشاهده : 9 بار]
 5: عشق افراطي و اعتياد به عشق 
[دفعات مشاهده : 4 بار]
 6: از من راضی باش! 
[دفعات مشاهده : 2 بار]
 7: گام های موفقیت 1 
[دفعات مشاهده : 3 بار]
 8: بهداشت روزه 2 
[دفعات مشاهده : 1 بار]
 9: بهداشت روزه 1 
[دفعات مشاهده : 1 بار]
 10: نیمروز میانگاه جهان باستان 
[دفعات مشاهده : 6 بار]
 11: رصدخانه يا تقويم آفتابي نيمـروز 
[دفعات مشاهده : 1 بار]

  لینکدونی سایت

Computer

رنگارنگ از همه رنگه

آهسته با عشق تا خدا

غم انتظار

پيام گلستان

نداهاست

فناوري رايانه

نداي آشنا

فقط با تومی گویم

سلام خدا

مشاوره وروانشناسی برای شما

یه عاشق یه معشوق


   مذهبی: زندگی زینت عابدان، امام سجاد علیه السلام

زندگی زینت عابدان، امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام:

سه چیز سبب نجات مؤمن است :

1- بازداشتن زبان ازغیبت مردم

2- مشغول کردن خودش به آنچه که برای اخرت و دنیایش سود دهد

3- گریستن طولانی بر گناهانش

پی نوشتها



 علی بن الحسین (علیهما السلام) ، چهارمین امام شیعیان ،در پنجم شعبان سال 38 ه.ق متولد

 گشت.شهرت آن بزرگوار به دو لقب زین العابدین و سجاد به علت عبادت بسیار و سجده های

 مکررایشان است .

یکی از دلایل شهرت و محبوبیت آن حضرت نزد مردم، انتشار جملات زیبا و گرانبار در قالب دعا بود

 که همگان را به خود جذب می نمود. این دعاها در کتابی به نام صحیفه سجادیه که به آن زبور آل

 محمد نیز می گویند گرد آوری شده و مشتمل بر دقیقترین مسائل توحیدی، عبادی، اجتماعی و

 اخلاقی است.

سعید بن مسیب، از محدثین مشهور، درباره امام می گوید : " هیچکس را پارساتر و باتقواتر از علی

 بن حسین ندیدم."

امام در زمان خویش به " علی الخیر"، " علی الاغر" و " علی العابد " نیز شهرت داشت.


ابن ابی الحدید درباره امام سجاد می نویسد : " آن حضرت را که اهل سجده بود و آثار آن بر

 پیشانیش آشکار بود، " ذوالثفنات " می گفتند. "

آورده اند که آن حضرت وقتی وضو می گرفت، رنگ چهره اش دگرگون می شد، و چون علت را

می پرسیدند می فرمود : " آیا می دانید که در برابر چه کسی می خواهم بایستم ؟ "

و نیز گفته شده است که در وقت نماز چهره مبارکش دگرگون می شد و رعشه بر اندامش

می افتاد، و می فرمود: " این از آن روست که می خواهم در حضور آن پادشاه بزرگ بایستم."

امام در وقت نماز به هیچ چیز توجه نداشت . یکبار به هنگام نماز دست فرزند امام شکست، او

از درد فریاد می زد ، شکسته بند آوردند و استخوان دست را جا انداخت و فرزند امام هم چنان

از درد فریاد می کشید. پس از نماز، امام دست بچه را دید که به گردنش آویزان است و آن

زمان بود که متوجه شد دست بچه شکسته است.

زمخشری می گوید :" زمانی علی بن الحسین علیها السلام به قصد وضو گرفتن دستش را در

 آب فروبرد ، در همان حال سرش را به سوی آسمان و ستارگان بلند کرد و در آنها به تفکر

پرداخت ، زمانی دراز گذشت، صبح دمید و مؤذن اذان گفت و هنوز دست امام در آب بود."

امام در صدقه دادن و رسیدگی به محرومین نیز زبانزد بود و پس از شهادت ایشان معلوم گردید که

 هزینه زندگی صد خانواده از صدقات ایشان تامین می شده است

امام وقتی که سواره از کوچه های مدینه عبور می کرد هیچگاه تقاضای گشودن راه را نداشت

و معتقد بود که راه مشترک است و ایشان حق ندارد دیگران را کنار بزند و مسیر را بگشاید .

مطالب فوق که قطره ای از دریای فضایل و سجایای اخلاقی امام است به پارسایان :

به آنان که در دل شب به سوی ملکوت اعلی دست بر می دارند و لب به ناله یارب یارب می گشایند

 ، به آنان که همواره در جستجوی حقیقت اند، تقدیم می گردد.

امام سجاد  علیه السلام؛ بنده کامل پروردگار

و عباد الرحمن الذین یمشون على الأرض هوناو إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما.و الذین یبیتون

 لربهم سجدا و قیاما.و الذین یقولون ربنا اصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها كان غراما.ساءت مستقرا

 و مقاما.إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و كان بین ذلك قواما...و الذین لا یشهدون الزور و إذا مروا

 باللغو مروا كراما (1) .

آیات فوق از سوره فرقان است. خداوند در این آیات صفت مؤمنان گزیده را شمرده است. ...

همه نشانه‏هایى را كه براى بندگان كامل پروردگار «عباد الرحمن» معین شده در على بن الحسین

  علیه السلام آشكار است. او در چنان دوره تاریك براى جویندگان انسانیت به حقیقت چراغى

 روشن بود. با رفتار و گفتار خود سیرت فراموش شده جد و پدر و خاندان رسالت را زنده كرد و

 مردمى كه سالها با عصر نبوت فاصله داشتند نمونه تربیت اسلامى را به چشم خود دیدند.

 پرستش خدا، نرم خوئى، محاسبه نفس تا حد ریاضت، خود شكنى براى حق، دستگیرى

 مستمندان، بخشش، پرهیزگارى و...

جاحظ در رساله‏اى كه در فضائل بنى هاشم نوشته در باره او گفته است:

اما على بن الحسین  علیه السلام، در باره او خارجى را چون شیعه و شیعه را چون معتزلى

 ومعتزلى را چون عامى و عامى را چون خاص دیدم و كسى را ندیدم كه در فضیلت او شك داشته

 باشد و یا در مقدم بودن او سخنى گوید (2)

او نه تنها با خویشان، دوستان، آشنایان، بزرگوارانه رفتار مى‏كرد، بلکه مهربانى وى بدان درجه بود

 كه بر دشمنان درمانده نیز شفقت داشت، و بر جانوران سایه مرحمت مى‏افكند.

طبرى نوشته است چون خبر مرگ یزید به حصین بن نمیر رسید، به شام بازگشت. سر راه خود

 خسته و كوفته و نگران به مدینه آمد. اسب او ناتوان و سوار از اسب ناتوان‏تر. در مدینه

على بن الحسین  علیه السلام از او پذیرائى كرد (3)

مجلسى از سید بن طاوس و او به اسناد خود از امام صادق  علیه السلام آورده است كه چون ماه

 رمضان مى‏رسید على بن الحسین  علیه السلام خطاهاى غلامان و كنیزان خود را می نوشت كه

 فلان غلام یا فلان كنیز چنین كرده است. در آخرین شب ماه رمضان آنان را فراهم مى‏آورد و گناهان

 آنان را برایشان مى‏خواند كه تو چنین كردى و من تو را تأدیب نكردم و آنان مى‏گفتند درست است.

 سپس خود در میان آنان مى‏ایستاد و مى‏گفت بانگ خود را بلند كنید و بگوئید: على بن الحسین 

 علیه السلام ! چنانكه تو گناهان ما را نوشته‏اى پروردگار تو گناهان تو را نوشته است. و او را

 كتابى است كه به حق سخن می گوید. گناهى خرد یا كلان نكرده‏اى كه نوشته نشده باشد.

 چنانكه گناهان ما بر تو آشكارست، هر گناه كه تو كرده‏اى بر پروردگارت آشكار است، چنانكه از

 پروردگار خود امید بخشش دارى ما را ببخش و از خطاى ما در گذر. و چنانكه دوست دارى خدا تو

 را عفو كند از ما عفو كن تا عفو و رحمت او را در باره خود ببینى!

على بن الحسین  علیه السلام ! خوارى خود را در پیشگاه پروردگارت به یاد آر! پروردگارى كه به

 اندازه خردلى ستم نمیكند.

على بن الحسین  علیه السلام ! ببخش! و در گذر تا خدا تو را به بخشد و از تو در گذرد، چرا که او

 مى‏گوید:

و لیعفوا و لیصفحوا ألا تحبون أن یغفر الله لكم (4) این چنین مى‏گفت ومى‏گریست و نوحه می كرد

 و آنان گفته او را تكرار می كردند. سپس مى‏گفت پروردگارا ما را فرموده‏اى بر كسى كه بر ما

 ستم كرده است ببخشیم. ما چنین كردیم و تو از ما بدین كار سزاوارترى. فرموده‏اى خواهنده را از

 در خانه خود نرانیم. ما خواهنده و گدا به در خانه تو آمده‏ایم و بر آستانه تو ایستاده‏ایم و ملازم

 درگاه تو شده‏ایم و عطاى ترا مى‏خواهیم. بر ما منت گذار و محروممان مساز كه تو بدین كار از ما

 سزاوارترى. خدایا مرا در زمره آنان در آور كه بدانها انعام فرموده‏اى.

سپس به كنیزان و غلامان خود مى‏گفت "من از شما گذشتم. آیا شما هم از رفتار بدى كه با شما

 كرده‏ام در می گذرید؟ من مالك بد كردار و پست ستمكارى هستم كه مالك من بخشنده و نیكوكار

 و منعم است." آنان مى‏گفتند "آقاى ما تو به ما بد نكرده‏اى و ما از تو گذشتیم." می گفت "بگویید

 خدایا چنانكه على بن الحسین  علیه السلام از ما گذشت از او در گذر و چنانكه ما را آزاد كرد از

 آتش دوزخ آزادش كن."

ـ مى‏گفتند آمین!

ـ بروید. من از شما گذشتم و به امید بخشش و آزادى شما را در راه خدا آزاد كردم و چون روز عید

 مى‏شد بدانها پاداش گران مى‏بخشید.

در پایان هر رمضان دست كم بیست تن برده و یا كنیز را كه خریده بود در راه خدا آزاد می كرد.

 چنانكه خادمى را بیش از یك سال نزد خود نگاه نمی داشت و گاه در نیمه سال او را آزاد

 مى‏ساخت. (5)

«مجلسى» به سند خود آورده است كه: على بن الحسین  علیه السلام روزى یكى از بندگان خود

 را تازیانه زد، سپس بخانه رفت و تازیانه را آورد و خود را برهنه كرد و خادم را گفت "بزن على بن

 الحسین  علیه السلام را." خادم نپذیرفت و او ویرا پنجاه دینار بخشید. (6)

روزى گروهى در مجلس او نشسته بودند، از درون خانه بانگ شیونى شنیده شد. امام بدرون رفت

 بازگشت و آرام بر جاى خود نشست حاضران پرسیدند: مصیبتى بود؟

ـ آرى! بدو تسلیت دادند و از شكیبائى او به شگفت درماندند.

امام گفت: ـ ما اهل بیت، خدا را در آنچه دوست می داریم اطاعت میكنیم و در آنچه ناخوش

می داریم سپاس می گوئیم (7) .


چنانكه نوشتیم در آن سالها چند تن از بزرگان تابعین به فقاهت و زهد مشهور بودند و در مدینه

 مى‏زیستند چون: ابن شهاب (9) سعید بن مسیب (10) ابو حازم (11) همه اینان فضیلت و بزرگوارى

 على بن الحسین  علیه السلام را به مردم گوشزد می كردند. سعید بن مسیب میگفت:

على بن الحسین  علیه السلام سید العابدین است (12) «زهرى» مى‏گفت هیچ هاشمى را فاضل‏تر

 از على بن الحسین  علیه السلام ندیدم (13) از عبد العزیز بن خازم نیز همین اعتراف را

نقل كرده‏اند (14) روزى در مجلس عمر بن عبد العزیز، كه در آن سالها حكومت مدینه را به عهده

 داشت حاضر بود. چون برخاست و از مجلس بیرون رفت عمر از حاضران پرسید:

ـ شریف‏ترین مردم كیست؟

حاضران گفتند: تو هستى!

ـ نه چنین است. شریف‏ترین مردم كسى است كه هم اكنون از نزد من بیرون رفت. همه مردم

 دوست دارند بدو پیوسته باشند و او دوست ندارد به كسى پیوسته باشد (15)

این سخنان كسانى است كه تنها فضیلت ظاهرى او را مى‏دیدند، و از درك عظمت معنوى وى

و شناسائى مقام ولایت او محروم بودند. ساده‏تر این كه اینان كه او رااین چنین ستوده‏اند،

على بن الحسین  علیه السلام را امام نمی دانستند، و مى‏بینیم كه تا چه حد برابر ملكات نفسانى

 او خاضع بوده‏اند.

على بن الحسین  علیه السلام كنیزكى را آزاد كرد سپس او را به زنى گرفت.

عبد الملك پسر مروان از ماجرا آگاه شد و این كار را براى وى نقصى دانست. بدو نامه نوشت كه

 چرا چنین كردى؟ او به وى پاسخ داد:

«خداوند هر پستى را با اسلام بالا برده است. و هر نقصى را با آن كامل ساخته و هر لئیم را با

 اسلام كریم ساخته. رسول خدا كنیز و زن بنده خود را به زنى گرفت.»

عبد الملك چون این نامه را خواند گفت:

آنچه براى دیگران موجب كاهش منزلت است براى على بن الحسین  علیه السلام سبب رفعت

 است. (16)

روزى یكى از بندگان خود را براى كارى خواست و او پاسخ نداد و بار دوم و سوم نیز، سرانجام از او

 پرسید:

ـ پسرم آواز مرا نشنیدى؟

ـ چرا.

ـ چرا پاسخ مرا ندادى؟

ـ چون از تو نمى‏ترسم.

ـ سپاس خدا را كه بنده من از من نمى‏ترسد (17)

از او پرسیدند چرا ناشناس با مردم سفر می كنى؟ گفت:

خوش ندارم به خاطر پیوند با رسول خدا چیزى بگیرم كه نتوانم مانند آنرا بدهم (18)

و روزى بر گروهى از جذامیان گذشت. بدو گفتند:

ـ بنشین و با ما نهار بخور. گفت:

ـ اگر روزه نبودم با شما مى‏نشستم. چون به خانه رفت سفارش طعامى براى‏آنان داد و چون آماده

 شد براى ایشان فرستاد و خود نزدشان رفت و با آنان طعام خورد (19)

چون میخواست به مستمندى صدقه دهد نخست او را مى‏بوسید، سپس آنچه همراه داشت

 بدو میداد (20)

نافع بن جبیر او را گفت:

تو سید مردمى و نزد این بنده ـ زید بن اسلم ـ می روى و با او مى‏نشینى؟

گفت: ـ علم هر جا باشد باید آنرا دنبال كرد (21)

در روایت مجلسى از مناقب است كه: ـ من نزد كسى مى‏نشینم كه همنشینى او براى دین

من سود داشته باشد (22)

و چون او براى خدا و طلب خشنودى خدا با بندگان خدا چنین رفتار می كرد، خدا حشمت و بزرگى

 او را در دیده و دل مردم مى‏افزود.

او را گفتند تو از نیكوكارترین مردمى. ندیدیم با مادرت هم خوراك شوى. گفت می ترسم دست من

 به لقمه‏اى دراز شود كه او چشم بدان دارد و مرا عاق كند (23)

او براى خدا و تحصیل رضاى پروردگار، با آفریدگان خدا، این چنین با فروتنى رفتار می كرد، و خدا

 حرمت و حشمت او را در دیده بندگان خود مى‏افزود. دشمنان وى ـ اگر دشمنى داشته است ـ

 مى‏خواستند قدر او پنهان ماند و مردم او را نشناسند، اما برغم آنان شهرت وى بیشتر مى‏گشت،

 كه خورشید را به گل نمی توان اندود و مشك را هر چند در ظرفى بسته نگاهدارند، بوى خوش آن

 دماغ‏ها را معطر خواهد كرد.»

پى‏نوشت‏ها:


1.بندگان رحمان كه در زمین آرام راه مى‏روند. و چون نادانان با آنان نابخردانه سخن گویند به

 نیكوئى بدانها پاسخ دهند. و آنانكه شب را بر پاى و در سجده به سر مى‏برند. و آنانكه می گویند

 پروردگارا عذاب دوزخ را از ما بگردان! كه عذاب دوزخ پایان نیافتنى است، و بد آرامگاه و بد جاى

 اقامتى است. و آنانكه چون انفاق میكنند، نه اسراف میكنند و نه بر خود تنگ میگیرند و میانه را

 مى‏گزینند، و آنانكه بدروغ گواهى نمیدهند و چون ناپسندى ببینند بزرگوارانه از آن مى‏گذرند. (الفرقان: 63ـ 73) .

2.عدة الطالب ص 160

3.تاریخ طبرى ج 7 ص 432

4.به بخشند و در گذرند آیا دوست ندارید كه خدا شما را بیامرزد (نور: 22)

5.بحار ج 46 ص 103ـ 105

6.بحار ج 46 ص 92

7.حلیة الاولیاء ج 3 ص 138.مناقب ج 4 ص 166 و نگاه كنید به كشف الغمه ج 2 ص103

 8.محمد بن مسلم زهرى متوفى به سال 124 ه.ق


9.متوفاى سال 94 ه.ق

10.ابو حازم از تابعین است.

11.كشف الغمه ج 2 ص86

12.انساب الاشراف ج 2 ص 146 نسب قریش ص 58 از یحیى بن سعید.علل الشرایع ج 2 ص232

13.ارشاد ج 2 ص 142.حلیئة الاولیاء ج 3 ص 141

14.مناقب ج 4 ص 167

15.عقد الفرید ج 7 ص 121ـ مناقب ج 4 ص 162.عیون الاخبار ج 4 ص 8 و نگاه كنید به المعارف ص

 215

16.ارشاد ج 2 ص 147.مناقب ج 4 ص 157.كشف الغمه ج 2 ص 87 اعلام انورى ص 261ـ262

17.كشف الغمه ج 2 ص108

18.اصول كافى ج 2 ص 123.الامام على بن الحسین ص 345

19.حلیة الاولیاء ج 3 ص .137

20.كشف الغمه ج 2 ص 78ـ 79

21.ج 46 ص 31

22.مناقب ج 4 ص 162

 

 منبع : سایت http://ghorany.com/index.htm

کلمات کليدي : امام زین العابدین امام سجاد اعیاد شعباینه شعبان

ارسال شده در مورخه : جمعه، 25 تير ماه ، 1389 توسط mahdyar  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 سیمای امام علی علیه السلام در مثنوی  [شنبه، 6 شهريور ماه ، 1389]
 بازخوانی خطبه شعبانیه رسول اکرم ( ص )  [سه شنبه، 26 مرداد ماه ، 1389]
 فرازهایی از زندگی حضرت ابوالفضل العباس  [جمعه، 25 تير ماه ، 1389]
 زندگی نمونه وار امام حسین علیه السلام  [جمعه، 25 تير ماه ، 1389]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : kal01har
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
  امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


  اشتراک گذاري مطلب


  انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


 
موضوعات مرتبط

مذهبی

Theme Dseigned By : sayan.digit[at]att[dot]net


نصب توسط گروه فني و نگهداري فضا در كارسازهاي (Server) قدرتمند گروه شبكه نور

Toran.Kalpok@Yahoo.Com