بازم من و اون هستیم که موندیم.
باید بگم.............
"و تنهایی در وجود من باقی............"
اما این تنهایی با تنهاییهای دیگه فرق داره.
تنهایی من، واقعا تنهایی نیست.
یه کسی، یه چیزی درونم، قلبم، وجودم و همهی احساس منو در برگرفته........
و با چشم دله که میشه ببینیش نه چشم دیده.
و این تنهایی رو اونه که پر میکنه.
اگه فکر میکنید حرفام تکراریه، اگه فکر میکنید حسهام تکراریه، بدونید برای من اینجوری نیست.
اون برای من همیشه تازگی داره.
هر لحظه یه جور و هر دم یه حس دوست داشتنی و وصفناپذیر برام داره.
ولی این کلمات برای صحبت در موردش خیلی کم و بی ارزشان واسه همينم هست كه شما با خوندن اين مطالب به اشتباه فكر ميكنيد
من حرفاي تكراري ميزنم.
و نميدونيد هر بار كه دستم به نوشتن ميره يه احساس تازه و ناب ديگه نسبت بهش پيدا كردم و اين باعث شده دست به قلم بشم و از
اون بگم.
تو زیباترین چیزای دوروبرم میبینمش.
دوسش دارم و بهتر بگم عاشقانه میپرستمش.
.........
خدایا...
خدای من
خدای دوست داشتنی من
این کسی که داره صدات میکنه ریحانهاس
همونی که تو آفریدیش.
تو بودنشو خواستي
تو به وجودش آوردی.
و چون تو بودي...
ازت میخواد، ازت انتظار داره که کمکش کنی و تنهاش نذاری.
ریحانهای که داره با همهی وجود عشقشو بهت ابراز میکنه و با صدای بلند فریاد میزنه:
دوستت دارم خدا
چون زیباترين عشق عالمي
دوستت دارم
دوستت دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم
خدایا
تو آنچنانی که من دوست دارم...
پس مرا آنچنان کن که خود دوست داری
ارسالی توسط خواهر خوبم ریحانه