وضعیت آنلاین
در حال حاضر مهمان و کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

  لینکدونی سایت

رنگارنگ از همه رنگه

پيام گلستان

نداهاست

فناوري رايانه

نداي آشنا

فقط با تومی گویم

سلام خدا

مشاوره وروانشناسی برای شما

یه عاشق یه معشوق



  آخرين مقالات
تعداد شاخه ها: 6 عدد
تعداد مقالات: 16 عدد 1: مقتل خوانی 5 
[دفعات مشاهده : 907 بار]
 2: مقتل خوانی4 
[دفعات مشاهده : 780 بار]
 3: مقتل خوانی3 
[دفعات مشاهده : 773 بار]
 4: مقتل خوانی2 
[دفعات مشاهده : 783 بار]
 5: مقتل خوانی 1 
[دفعات مشاهده : 766 بار]
 6: سیمای امام علی علیه السلام در مثنوی 
[دفعات مشاهده : 1126 بار]
 7: اشتباهات بزرگ در ارتباطات 
[دفعات مشاهده : 751 بار]
 8: معنی در ارتباطات انسان با انسان 
[دفعات مشاهده : 995 بار]
 9: برگرد... يكي منتظر هزار و يكمين برگشته توئه 
[دفعات مشاهده : 1096 بار]
 10: عشق افراطي و اعتياد به عشق 
[دفعات مشاهده : 1033 بار]
 11: از من راضی باش! 
[دفعات مشاهده : 955 بار]
 12: گام های موفقیت 1 
[دفعات مشاهده : 1122 بار]
 13: بهداشت روزه 2 
[دفعات مشاهده : 895 بار]
 14: بهداشت روزه 1 
[دفعات مشاهده : 831 بار]
 15: نیمروز میانگاه جهان باستان 
[دفعات مشاهده : 825 بار]
 16: رصدخانه يا تقويم آفتابي نيمـروز 
[دفعات مشاهده : 975 بار]

   عاشقانه های یك خلبان با همسرش

 

به بهانه سالگرد شهادت شهید دوران

عاشقانه های یك خلبان با همسرش

  عباس دوران به سال 1329 در شیراز متولد شد. شهید دوران با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شكاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شكاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یك صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.
به گزارش مشرق؛ دوران در تاریخ 7/9/1359 اسلكه «الامیه» و «البكر» را غرق كرد و در عملیات فتح*المبین نیز حماسه آفرید.در تاریخ 20/4/1361 برای انجام مأموریت حاضر شد و هدف موردنظر او ناامن كردن بغداد از انجام كنفرانس سران كشورهای غیرمتعهد بغداد بود.
اما هنگام عملیات اصابت موشك عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران به طرف پالایشگاه الدوره پرواز كرد و تمام بمب ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می سوخت.
كاظمیان، همراهش با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالك غیرمتعهد پرواز كرد. او در آخرین لحظات با یك عملیات استشهادی هواپیما را به ساختمان هتل كوبید.
سردار دلاور 40 ساله ایران اسلامی در روز سی ام تیر سال 1361 به شهادت رسید.
سرانجام بعد از بیست سال تنها قطعه ای از استخوان پا به همراه تكه ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاك سپردند.

به ادامه مطلب بروید...



روحمان با یادش شاد

آنچه در ادامه مطلب خواهید خواند اولین نامه ای است كه شهید عباس دوران برای همسرش در روزهای جنگ تحمیلی نوشته است.

خاتون من ، مهناز خانم گلم سلام

  بگو كه خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری برای من نبودن تو سخت است ولی چه می شه كرد جنگ جنگ است و زن و بچه هم نمی شناسد.

نوشته بودی دلت می خواهد برگردی بوشهر. مهناز به جان تو كسی اینجا نیست همه زن و بچه ها یشان را فرستادند تهران و شیراز و اصفهان و ...

علی هم (سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی ) امروز و فرداست كه پروانه خانم و بچه ها را بیاورد شیراز دیشب یك سر رفتم آن جا . علیرضا برای ماموریت رفته بود همدان از آنجا تلفن زد من تازه از ماموریت برگشته بودم می خواستم برای خودم چای بریزم كه گفتند تلفن . علی گفت : مهرزاد مریضه پروانه دست تنهاست . قول گرفت كه سر بزنم گفت : نری خونه مثل نعش بیفتی بعد بگی یادم رفت و از خستگی خوابم رفت ، می دانی این زن و شوهر چه لیلی و مجنونی هستند.

پروانه طفلك از قبل هم لاغر تر شده مهرزاد كوچولو هم سرخك گرفته و پشت سرش هم اوریون پروانه خانم معلوم بود یك دل سیر گریه كرده . به علی زنگ زدم و گفتم علی فكر كنم پروانه خانم مریضی مهرزاد را بهانه كرده و حسابی برات گریه كرده است . علی خندید و گفت : حسود چشم نداری توی این دنیا یكی لیلی من باشه؟

دلم اینجا گرفته عینكم رو زدم و همان طور با لباس پرواز و پوتین هایی كه چند روز واكس نخورده نشستم تا آفتاب كم كم طلوع كنه باد آن روزی افتادم كه آورده بودمت اینجا ، تو رستوران متل ریسكس نمی دونم شاید سالگرد ازدواج یكی از بچه ها بود.

اگر پروانه خانم و بچه ها توی این یكی دو روز راهی شیراز شدند برایت پول می فرستم .
خیلی فرصت كم می كنم به خونه سر بزنم ، علی هم همینطور حتی فرصت دوش گرفتن رو هم ندارم . دوش كه پیشكش پوتینهایم را هم دو سه روز یكبار هم وقت نمی كنم از پایم خارج كنم . علی كه اون همه خوش تیپ بود رفته موهایش رو از ته تراشیده من هم شده ام شبیه آن درویشی كه هر وقت می رفتیم چهارراه زند آنجا نشسته بود .

بچه های گردان یك شب وقتی من و علی داشت كم كم خوابمون می برد دست و پایمان را گرفتند و انداختند توی حمام آب را هم رویمان بازكردند . اولش كلی بد و بی راه حواله شان كردیم اما بعد فكر كردیم خدا پدر و مادرشان را بیامورزد چون پوتینهایمان را كه در آوردیم دیدیم لای انگشتهایمان كپك زده است.

مهناز مواظب خودت باش این حرفها را نزدم كه ناراحت بشی بالاخره جنگ است و وضعیت مملكت غیر عادی. نمی شود توقع داشت چون یك سال است ازدواج كردیم و یا چون ما همدیگر را خیلی دوست داریم جنگ و مردم و كشور را رها كرد و آمد نشست توی خانه . از جیب این مردم برای درس خواندن امثال من خرج شده است پیش از جنگ زندگی راحتی داشتیم و به قدر خودمان خوشی كردیم و خوش بخت بودیم به قول بعضی از بچه های گردان خوب خوردیم و خوابیدیم الان زمان جبران است اگر ما جلوی این پست فطرتها نایستیم چه بر سر زن و بچه و خاكمان می آید . بگذریم

از بابت شیراز خیالت راحت آن جا امن است كوه های بلند اطرافش را احاطه كرده و اجازه نمی دهد هواپیماهای دشمن خدای ناكرده آنجا را بزنند . درباره خودم هم شاید باورت نشه اما تا بحال هر ماموریتی انجام دادم سر زن و بچه های مردم بمب نریختم اگر كسی را هم دیدم دوری زدم تا وقتی آدمی نبوده ادامه دادم .

لابد خیلی تعجب كردی كه توی همین مدت كوتاه چطور شوهر ساكت و كم حرفت به یك آدم پر حرف تبدیل شده خودم هم نمی دانم به همه سلام برسان به خانه ما زیاد سر بزن مادرم تورا كه می بیند انگار من را دیده .

سعی می كنم برای شیراز ماموریتی دست و پا كنم و بیایم تو راهم ببینم همه چیز زود درست می شود دوستت دارم خیلی زیاد .

مواظب خودت باش
همسرت عباس - مهر ماه

1359

منبع :

http://www.ayandenews.com

كد خبر: 33215

تاريخ انتشار: 30 تیر 1390 ساعت 03:18




کلمات کليدي : عباس دوران غافله نور خلبانان شهید خلبان خلبانان شهید نامه های شهید

ارسال شده در مورخه : جمعه، 14 مرداد ماه ، 1390 توسط mahdyar  چاپ مطلب

 

مرتبط با موضوع :

 کریسمس با آقا درخانه یک شهید ارمنی  [يكشنبه، 6 شهريور ماه ، 1390]
 ماجرای عجیب یک شهید 17 ساله  [سه شنبه، 31 خرداد ماه ، 1390]

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : gud37qul
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

 
احوال شما (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : شنبه، 15 مرداد ماه ، 1390
با سلام وخسته نباشید ... خواهش میکنم از مهندس ایمان سرور پور دعوت به عمل اورید بیننده ی پر پا قرص برنامه شما حسین


[ ارسال جوابیه ]


 
anika (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : دوشنبه، 31 مرداد ماه ، 1390
از سایت جالب شما کمال تشکر را دارم


[ ارسال جوابیه ]


 
سلام (امتیاز : 1)
توسط fafa در مورخه : سه شنبه، 1 شهريور ماه ، 1390
(مشخصات کاربر | ارسال پیغام شخصی)
با سلام.... دوستان امشب منو هم از دعاتون بی نصیب نذارین ...امشبی یادتون نره ها.... مرسی


[ ارسال جوابیه ]


 
سعید (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : يكشنبه، 6 شهريور ماه ، 1390
با سلام... مطالبتون خیلی زیباست... التماس دعا


[ ارسال جوابیه ]


 
girl/HIH (امتیاز : 0)
توسط ميهمان در مورخه : سه شنبه، 22 شهريور ماه ، 1390
Akheyyyy Bemiram Elahi Rasi In SITE Chera Injurie Talare Gofteman Nadare Karbaraaaaasham Na Axi Na Chizi In CHE vazeshe


[ ارسال جوابیه ]

  ورود
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل تايپ كد امنيتي

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امكانات مخصوص كاربران استفاده نمائيد .

  امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 4.05
تعداد آراء: 20


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد


  انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب


  اشتراک گذاري مطلب


 
موضوعات مرتبط

غافله نور

Theme Dseigned By : sayan.digit[at]att[dot]net


نصب توسط گروه فني و نگهداري فضا در كارسازهاي (Server) قدرتمند گروه شبكه نور

Toran.Kalpok@Yahoo.Com